تبلیغات

بزرگترین وبلاگ طرفدار ارسلان قاسمی - بزرگترین وبلاگ طرفدار ارسلان قاسمی - مصاحبه ی توپ با ارسلان قاسمی

بزرگترین وبلاگ طرفدار ارسلان قاسمی
مصاحبه ی توپ با ارسلان قاسمی نویسنده : مهدی ترکمان

این مصاحبه در نشریه ی فرهنگی هنری سینمای امروز

شماره ی ۴۵

چاپ شده است

من رو به دلیل خوب اسكن نشدن و كیفیت عكسا ببخشید

طرفداران ارسلان قاسمی

 

اشاره : ارسلان قاسمی را این روز ها در مجموعه ی ( در چشم باد ) می بینید و چندی پیش در

در مجموعه ی ( یوسف پیامبر ) . اما برای شما شاید جالب باشد بدانید كه ارسلان قاسمی این

مجموعه را در 7-8 سال پیش بازی كرده است یعنی زمانی كه خیلی كوچك بوده است .     

بدون شك ارسلان را با بازی در مجموعه (( 101 راه برای ذله كردن پدر مادر ها )) نیز بیاد

دارید كه اولین مجموعه ای بود از او پخش شد . او حالا یك نوجوان مودب و البته كاملا هنر مند

شده است .

 در ابتدا یك بیوگرافی كامل از خودت برایمان بگو...

 من ارسلان قاسمی هستم متولد سال 1374 . حدود 31 كار سینمایی و تلویزیونی و 3 كار تئاتر

داشتم .

 اولین كاری كه در بازی كردی چه زمانی و چه فیلمی بود ؟

 اولین كار فكر می كنم حدود 8 سال پیش بود ، كلاس اول دبستان بودم كه سریال (( در چشم

باد )) به كارگردانی آقای جوزانی بود كه الان در حال پخش است .

 چطوری برای بازی در این فیلم انتخاب شدی ؟

 خانم رهنما دوست صمیمی مادرم است كه من را به آقای جوزانی معرفی كردند و رفتم سر كار

و تست دادم و قبول شدم .

 چون شبیه پارسا پیروزفر هستی ، فكر می كنی چقدر تاثیر داشت كه برای بازی در نقش

كودكی پارسا انتخاب شوی ؟

 در ابتدا قرار بود آقای حسین یاری این نقش را بازی كنند و بعد آقای محمد رضا فروتن و بعد هم

آقای  پیروزفر ، و من قبل از این موضوع انتخاب شده بودم .

 كلاس چندم هستی ؟

 باید میرفتم اول دبیرستان ولی سوم راهنمایی هستم .

 فكر می كنی بازیگری به درس خواندنت ضربه نزده است ؟

 نه ، فكر نكنم ، معدلم هم خوب است .

 زمانی كه سر كار هستی چه طور با مدرسه ات هماهنگ می كنی ؟

 زمانی كه سر كار هستم از صدا و سیما برای مدرسه نامه می برم و مرخصی می گیرم و

زمانی كه بر می گردم معلم می گیرم و به درس ها میرسم .

 كدام را بیشتر دوست داری درس خواندن یا بازیگری ؟

 هر دو ... هر كدام رو ادامه بدم به جایی می رسم ...

 به كجا ... بازیگری كه مشخص است ولی تحصیل را چه طور ادامه می دهی ؟

 اول دوست داشتم ریاضی فیزیك بخوانم ولی حالا كه وارد عرصه ی هنر شدم دوست دارم

كارگردانی بخوانم .

 چه كسانی بیشتر در این زمینه به شما كمك كردند ؟

 اول از همه پدر و مادرم و البته جرقه ی این كار را خانم رهنما زد و بعد تمام كارگردان هایی

كه با آنها كار كردم كه همه آنها به من كمك كردند و به آنها دین دارم و باید از آنها تشكر كنم .

 كدام یك از كار هایت را بیشتر دوست داری ؟

 همه ی كار هایم خوب بود ولی فكر می كنم فیلم سینمایی ( جعبه موسیقی ) كار آقای فرزاد

موتمن از بقیه بهتر باشد .

 راجع به كار ( جعبه موسیقی ) برایمان بگو ؟

 نقش یك پسر بچه ای را دارم كه نقش اصلی است . مادرش رو از دست داده و پدرش هم یك

بیمارستان دارد و با یك فرشته آشنا می شود كه آقای رامبد جوان این نقش را بازی می كنند . طی

یك حادثه ای این این پسر می میرد و به كما می رود و به عالم برزخ و دوباره به هوش می

آید ...

 در چند ماه اخیر 2 كار تاریخی با بازی شما پخش شده ، ( یوسف پیامبر ) و ( در چشم باد ) ...

كار های تاریخی بسیار سخت و وقت گیر است ، سر این كار ها اذیت نشدی ؟

 خیلی ، من 3 سال و نیم سر كار ( در چشم باد ) بودم ولی به هر حال یك خاطره ی شرین بود

كه موفقیت خوبی هم برایم داشت .

 خانواده تان هم همراه تان بودند ؟

 بله ... به صورت ماهی بود ... یك ماه مادر و یك ماه پدرم ( با خنده )

 دوست داری چه نقش هایی را بازی كنی ؟

 فكر می كنم نقش هایی آرام باشد .

 خودت هم آرامی ؟

 بله .

 ولی من شنیدم خیلی شیطون و بازیگوشی ؟

 اولا بودم ولی الان نه .

 در این مدت كه كار می كنی كلاس های بازیگری هم رفتی ؟

 در این مدت فقط چند جلسه كلاس فنون بیان در كانون پرورش فكری رفتم كه یكسری آدم ها

جمع می شدند و هر چیزی كه می داستنیم در اختیار قرار می دادیم ...

هم سن و سال خودت بودند ؟

 در حدود 3 سال پیش بود و من كلاس پنجم  و اول رانمایی بودم ... از هفت ساله تا 18 ساله

بودند .

 به شما حسودی نمی كردند ...؟

 آنهایی كه توانستند وارد شوند قطعا حسودی نمی كنند ولی بعضی اوقات در مدرسه و یا خارج

از محیط كار این موضوع برایم پیش آمده است .

 چند سالی كه ( در چشم با د ) كار می كردی ، كار دیگری هم داشتی ؟

 بله ، در سریال حضرت یوسف و 101 راه ذله كردن پدر مادر ها بودم و فكر می كنم با همان

كار معروف شدم و بعد از آن هم فیلم سینمایی شام عروسی .

 آن زمان كه كاری از شما هنوز پخش نشده بود چطور رفتی سر پروژه های دیگر ؟

 چون ( در چشم باد ) پروژه ی سنگین وطولانی بود و عوامل بعضا تغییر می كردند و افراد

دیگری هم سر كار می آمدند و كار را می دیدند ، خب بازی من را دیده بودند و فكر می كنم به

این شكل به پروژه های دیگر معرفی شدم .

 دوست داری كه بازیگری را ادامه بدهی ... به هر حال رفته رفته وارد مقطع سنی می شوی كه

نقش برای این مقطع سنی كم می شود ؟

 فكر می كنم كه نهایتا یك سال دیگر كار كنم و در مقطع تحصیلی دبیرستان كار نمی كنم و بعد از

دیپلم وارد دانشگاه می شوم و دوباره بر می گردم .

 چقدر امید داری كه وقتی برگردی باز هم بتوانی كار كنی ؟

 چون رشته ای كه می خواهم بخوانم مرتبط با هنر است مطمئن هستم می توانم برگردم و حتی

كارگردانی كنم .

 تا حلا شده با پارتی بازی سر كاری بروی ؟

 نه .

 راستی هنوز هم از شما تست می گیرند ؟

 نه ، در حدود 3-4 سال است كه تست نمی گیرند .

 بچه های هم سن و سال زیادی در كار های ابتدایی كه داشتی باتو همبازی بودند كه الان دیگه

نیستند ، دلیلش چیست ؟

 خُب یكسری مشكلاتی دارند مثلا درس دارند و یا پدر و مادرشان نمی گذارند و مشكلات زیادی

داشتند و فكر می كنم خدا من رو دوست داشته كه تونستم بمانم .

 فكر می كنی چهره ی زیبایی كه داری در روند انتخاب هایت تاثیر داشته است ؟

 فكر می كنم 50-50 بوده مثلا اولین كاری كه كردم آقای جوزانی دنبال یك پسر چشم سبز بودند

ولی بعدا دیگر به خاطر بازی ام انتخاب می شدم .

 با توجه به این كه نسبت به كار هایی كه از شما پخش شده ، رشد كرده اید و دیگر خیلی كوچك

نیستید ، مردم در خیابان شما را می شناسند ؟

 یكسری هستند كه راحت می شناسند ولی بعضی ها نه ، شك می كنند چون بزرگتر شده ام ...

البته فكر می كنم ماه آینده كار ( تاكسی نارنجی ) اكران شود و بعد از آن هم ( كلانتری غیر

انتفاعی ) و ( جعبه موسیقی ) كه دراین كار ها بزرگتر هستم .

 سینما را بیشتر دوست داری یا تلویزیون ؟

 سینما ، چون هم حرفه ای تر است و هم این كه مخاطب خاصی دارد .

 كدام كار برایت سخت بود و در كدام كار خیلی دعوا شدی ؟

 سر كار ( در چشم باد ) بیشتر از همه ی كار هایم دعوایم می كردند ولی كاری كه اذیت شدم

( جعبه موسیقی ) بود كه 3 شبانه روز هم شب كار می كردیم و هم روز و  بجوری مریض شدم

 و 2 روز در بیمارستان بستری بودم .

 بهترین خاطره ای كه در این سال ها داشتی ؟

 همه ی كار هایی كه داشتم برای خاطرات خوبی داشتند .

 الان كه ( در چشم باد ) و یا قبل از آن ( یوسف ( ع ) ) را می بینی ، چه حسی داری نسبت به

 7-8 سال قبل ؟

 وقتی نگاه می كنم كه اولین كارم بوده و خیلی خوب كار كردم واقعا خوشحالم و خودم احساس

می كنم كه خیلی خوب بازی كردم ، البته اگر تعریف از خودم نباشد . واقعا نسبت به خودم و

كارم دلگرم می شوم .

 دیالوگ ها را چطور حفظ می كنی ؟

 سر صحنه این كار را انجام می دهم .

 حافظه ات خوب است ؟

 بله .

 در حال حاضر سر چه كاری هستی ؟

 الان سر سریال آقای آب پرور هستم به نام (( هوش سیاه )) یك سریال 13 قسمتی است كه یك

كار پلیسی است درباره ی خلاف های اینترنتی . من نقش پسر آقای حسین یاری را بازی می كنم.

 و حرف آخر...

 از پدر و مادرم تشكر می كنم و تمام كسانی كه كمكم كردند تا به اینجا برسم.

طرفداران ارسلان قاسمی

پست های اخیر
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نویسندگان